بگو و بخندهای ازدواج

متن مرتبط با «weeks pregnant» در سایت بگو و بخندهای ازدواج نوشته شده است

" 20 "

  • نیلوبلاگ

    xa0 مامور پلیس به خانم شاکی گفت : خانم به خانه رفتید و دیدید که همه ی اثاث درهم ریخته، پنجره ها باز است، اوضاع اتاق شلوغ و پلوغ است... چرا همان لحظه نیامدید به ما خبر دهید؟ زن : آخه خیال کردم شوهرم در غیاب من دنبال یک پیراهن تمیز می گشته!!!...

    ادامه مطلب
  • " 19 "

  • نیلوبلاگ

    xa0 پیرمرد هفتاد و پنج ساله ای که ماه عسل خود را در یکی از هتل های ایتالیا با دختر هجده ساله ای می گذرانید در پاسخ خبرنگاری گفت: این درست است که موه های سفید من موجب خنده شما شده اما وجود برف بر روی بام دلیل این نیست که داخل خانه آتش نباشد... ...

    ادامه مطلب
  • " 9 "

  • نیلوبلاگ

    xa0 خانمی با اینکه سن و سالی از او گذشته بود و همچنان خودش را زیبا و دوست داشتنی می دانست، روزی در یک مجلس ضیافت از مردی که در کنارش بود پرسید: این آقایی را که ده دقیقه است با این اصرار به من نگاه می کند می شناسید؟ مرد جواب داد: بله خانم، این آقا عتیقه فروش است.......

    ادامه مطلب
  • " 11 "

  • نیلوبلاگ

    xa0 زنی دارم فلک تایش ندیدهxa0xa0xa0xa0xa0xa0 xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0ز دستش هوش و عقل من رمیده ز رخسارش نگو رحمت به شادیxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 xa0xa0 ز رفتارش دل و قلبم رمیده همه در خواب و در خرناس باشدxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 xa0xa0 xa0 که از خرناس او خوابم پریده مرتب چشم او دنبال چیزی استxa0xa0xa0xa0xa0xa0 xa0 xa0 چه پررویی بود، این چشم دریده همه در فکر غیبت یا که تهمتxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 xa0xa0xa0xa0از این کارش جهنم را خریده بگیرد او ز من ایراد بسیارxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0...

    ادامه مطلب
  • " 12 "

  • نیلوبلاگ

    xa0 گفته اند که زنی نزد حضرت محمد (ص) آمد و از مردی شکایت کرد که مرا گرفت و بوسید. آن مرد را حاضر کردند. حضرت به او عتاب کرد. مرد گفت: بد کرده ام، بفرما تا تلافی کند و او نیز مرا ببوسد تا قصاص شود... پس حضرت تبسم کرد و فرمود: دیگر چنین کارهایی مکن....

    ادامه مطلب
  • " 14 "

  • نیلوبلاگ

    xa0 خداوند زمین و آسمون رو آفرید و گفت: چه زیباست! مرد رو آفرید و گفت: چه زیباست! زن رو آفرید و گفت: عیبی نداره، آرایش می کنه، قشنگ میشه!...

    ادامه مطلب
  • " 15 "

  • نیلوبلاگ

    xa0 نو عروس ز صفا گفت شبی با دامادxa0xa0xa0xa0xa0xa0 xa0 xa0 xa0 نام این ماه چه کس " ماه عسل " بنهادست؟ گفت داماد به لبخند جوابش کاین ماهxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 " ماه غسل " است ولی نقطه ی آن افتادست! xa0 xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 " باستانی پاریزی "...

    ادامه مطلب
  • " 16 "

  • نیلوبلاگ

    xa0 زن و شوهری در تمام مدت زناشویی دعوا داشتند. وقتی شب سالگرد ازدواجشان فرا رسید خانم از همسرش سوال کرد: خب حالا چطوری جشن بگیریم؟ مرد گفت: با پنج دقیقه سکوت .......

    ادامه مطلب
  • " 17 "

  • نیلوبلاگ

    xa0 دوش پرسیدم از خروس چراxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 xa0xa0 این همه زن به روی زن گیری؟ هر زمان مرغی افکنی در دامxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 xa0 xa0 تا از آن کام خویشتن گیری گفت: مرغان، زنان بی خرجندxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 xa0 xa0 خرده نتوان بر این سخن گیری نیست حاجت که بهر این مرغانxa0xa0xa0xa0xa0 xa0 xa0xa0 کفش و جوراب و پیرهن گیری طعنه کم زن، که صد از این زن هاxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 گر تو باشی، به جای من گیری xa0 xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa...

    ادامه مطلب
  • " 18 "

  • نیلوبلاگ

    xa0 روزی مردی از کوچه ای عبور می کرد، چند زن در دو طرف کوچه ایستاده بودند. آن مرد گفت: به یک طرف بایستید که از میان زنان گذشتن مکروه است. زنی گفت: مگر آقا از میان زنان بیرون نیامده اند؟ مرد گفت: ای خانم! آنجا به این وسیعی نبود که میان شماست......

    ادامه مطلب