نصیب گرگ نگردد زنی که من دارم
زنی ضمیمه ی مادر زنی که من دارم
فرشته پا نگذارد به خانه ی من هیچ
ز ترس و وحشت اهریمنی که من دارم
سیاه گشت ز نیشگون و گاز و اُردنگی
به رنگ چهره ی کاکا، تنی که من دارم
بدون دکمه بُوَد یا به کل بُوَد پاره
به روی تن، کت و پیراهنی که من دارم
برای خوردن پس گردنی، تو گویی هست
دراز همچو شتر، گردنی که من دارم
به روی بام ز همسایگان ، نباشد جا
ز داد و قال و کتک خوردنی که من دارم
سراغ من ملک الموت هم نمی آید
ز ترس مادر زنی که من دارم...

ما را در سایت بگو و بخندهای ازدواج دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 172