
xa0 مامور پلیس به خانم شاکی گفت : خانم به خانه رفتید و دیدید که همه ی اثاث درهم ریخته، پنجره ها باز است، اوضاع اتاق شلوغ و پلوغ است... چرا همان لحظه نیامدید به ما خبر دهید؟ زن : آخه خیال کردم شوهرم در غیاب من دنبال یک پیراهن تمیز می گشته!!!...
ادامه مطلب
xa0 روزی مردی از کوچه ای عبور می کرد، چند زن در دو طرف کوچه ایستاده بودند. آن مرد گفت: به یک طرف بایستید که از میان زنان گذشتن مکروه است. زنی گفت: مگر آقا از میان زنان بیرون نیامده اند؟ مرد گفت: ای خانم! آنجا به این وسیعی نبود که میان شماست......
ادامه مطلب