بگو و بخندهای ازدواج

متن مرتبط با «9 to 5» در سایت بگو و بخندهای ازدواج نوشته شده است

" 29 "

  • نیلوبلاگ

    xa0 دختره 11 سالشه، پست گذاشته: سالها با تو خاطره داشتم، ولی افسوس که زمونه از هم جدامون کرد... . . . . فکر کنم منظورش با مای بیبی بوده......

    ادامه مطلب
  • " 35 "

  • نیلوبلاگ

    xa0 نصیب گرگ نگردد زنی که من دارمزنی ضمیمه ی مادر زنی که من دارمفرشته پا نگذارد به خانه ی من هیچز ترس و وحشت اهریمنی که من دارمسیاه گشت ز نیشگون و گاز و اُردنگیبه رنگ چهره ی کاکا، تنی که من دارمبدون دکمه بُوَد یا به کل بُوَد پارهبه روی تن، کت و پیراهنی که من دارمبرای خوردن پس گردنی، تو گویی هستدراز هم...

    ادامه مطلب
  • " 19 "

  • نیلوبلاگ

    xa0 پیرمرد هفتاد و پنج ساله ای که ماه عسل خود را در یکی از هتل های ایتالیا با دختر هجده ساله ای می گذرانید در پاسخ خبرنگاری گفت: این درست است که موه های سفید من موجب خنده شما شده اما وجود برف بر روی بام دلیل این نیست که داخل خانه آتش نباشد... ...

    ادامه مطلب
  • " 9 "

  • نیلوبلاگ

    xa0 خانمی با اینکه سن و سالی از او گذشته بود و همچنان خودش را زیبا و دوست داشتنی می دانست، روزی در یک مجلس ضیافت از مردی که در کنارش بود پرسید: این آقایی را که ده دقیقه است با این اصرار به من نگاه می کند می شناسید؟ مرد جواب داد: بله خانم، این آقا عتیقه فروش است.......

    ادامه مطلب
  • " 15 "

  • نیلوبلاگ

    xa0 نو عروس ز صفا گفت شبی با دامادxa0xa0xa0xa0xa0xa0 xa0 xa0 xa0 نام این ماه چه کس " ماه عسل " بنهادست؟ گفت داماد به لبخند جوابش کاین ماهxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 " ماه غسل " است ولی نقطه ی آن افتادست! xa0 xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 " باستانی پاریزی "...

    ادامه مطلب